تنظیم هیجان در کودکان؛ از بدو تولد تا ۷ سالگی ، دکتر آتوسا عتیق

تنظیم هیجان در کودکان؛ از بدو تولد تا ۷ سالگی ، دکتر آتوسا عتیق

تنظیم هیجان (Emotion Regulation) یکی از مهم‌ترین و در عین حال چالش‌برانگیزترین مهارت‌هایی است که یک انسان در طول زندگی خود می‌آموزد. این مهارت به معنای سرکوب کردن احساسات نیست، بلکه به معنای توانایی شناخت، درک، بیان و مدیریت احساسات به شکلی است که با موقعیت اجتماعی و سن فرد همخوانی داشته باشد. کودکی که تنظیم هیجان خوبی دارد، وقتی عصبانی می‌شود به جای کتک زدن دوستش، با کلمات ناراحتی‌اش را بیان می‌کند یا وقتی ناکام می‌شود، به جای فروپاشی کامل، راهی برای آرام کردن خودش پیدا می‌کند.

تنظیم هیجان از چه سنی شروع می‌شود؟

پاسخ این است: دقیقاً از لحظه تولد. اما نه به شکلی که ما در بزرگسالی می‌شناسیم! نوزاد انسان با سیستم عصبی نابالغی به دنیا می‌آید که هیچ توانایی برای تنظیم هیجان به تنهایی ندارد. در بدو تولد، تنظیم هیجان کاملاً توسط والدین (یا مراقب اصلی) انجام می‌شود. به این فرآیند هم‌تنظیمی (Co-regulation) می‌گویند. یعنی نوزاد احساس تنش می‌کند، گریه می‌کند و والد با در آغوش گرفتن، تکان دادن و صدای آرامش، سیستم عصبی نوزاد را تنظیم می‌کند. کودک کم‌کم و در سایه این «هم‌تنظیمی‌های مکرر»، یاد می‌گیرد که چگونه در آینده خودش را آرام کند (خودتنظیمی).

در این مقاله، مسیر تکامل تنظیم هیجان را در چهار بُعد اصلی بررسی می‌کنیم: ۱. شناخت هیجان: درک اینکه چه احساسی دارم و دیگران چه احساسی دارند. ۲. بیان احساسات: چگونه احساساتم را به شکل مناسب نشان دهم. ۳. تحمل ناکامی: توانایی مواجهه با «نه» شنیدن یا نرسیدن به خواسته. ۴. کنترل خشم و تکانه: توانایی ترمز کردن در برابر واکنش‌های آنی و تکانشی.


نوزادی: ۰ تا ۳ ماهگی

در این دوره، نوزاد کاملاً به هم‌تنظیمی والدین وابسته است. او فقط دو حالت کلی را تجربه می‌کند: «آرامش» و «تنش/ناراحتی».

  • شناخت هیجان: نوزاد هنوز درکی از احساسات مجزا ندارد. او فقط تغییرات فیزیولوژیک (گرسنگی، درد، خستگی) را به عنوان «تنش» حس می‌کند.
  • بیان احساسات: تنها ابزار بیان، گریه و حرکات بدن (سفت کردن بدن، مشت کردن دست‌ها) است.
  • تحمل ناکامی: دقیقاً صفر. هرگونه تأخیر در برآورده شدن نیازها (حتی چند ثانیه) باعث گریه شدید می‌شود.
  • کنترل تکانه: وجود ندارد. واکنش‌ها کاملاً بازتابی و غریزی هستند.
  • نقش والدین (هم‌تنظیمی): والدین با شیر دادن، در آغوش گرفتن، تماس پوستی، صدای «هیس» و تکان دادن ملایم، به مغز نوزاد پیام امنیت می‌دهند و او را آرام می‌کنند.

نوزادی: ۳ تا ۶ ماهگی

سیستم عصبی نوزاد در حال بلوغ است و اولین جرقه‌های «خودآرامی» (Self-soothing) دیده می‌شود.

  • شناخت هیجان: نوزاد کم‌کم تفاوت بین احساس «شادی/رضایت» و «ناراحتی/خشم» را درک می‌کند.
  • بیان احساسات: لبخند اجتماعی ظاهر می‌شود. خندیدن با صدای بلند و تولید صداهای مختلف برای نشان دادن هیجان و لذت آغاز می‌گردد.
  • تحمل ناکامی: هنوز بسیار پایین است، اما نوزاد یاد می‌گیرد با تغییر توجه (مثلاً نگاه کردن به یک اسباب‌بازی متحرک) برای چند لحظه خودش را از یک تنش خفیف دور کند.
  • کنترل تکانه و خودآرامی: نوزاد کشف می‌کند که مکیدن انگشتان دست یا مشت کردن آن‌ها می‌تواند به آرامش او کمک کند. این اولین قدم بزرگ به سوی خودتنظیمی است.
  • نقش والدین: والدین با تغییر لحن صدا، نشان دادن اسباب‌بازی یا تغییر وضعیت بدن نوزاد، به او کمک می‌کنند از حالت بی‌قراری خارج شود.

نوزادی: ۶ تا ۹ ماهگی

با شکل‌گیری مفاهیمی مثل «پایداری شیء» و «اضطراب جدایی»، دنیای هیجانی نوزاد پیچیده‌تر می‌شود.

  • شناخت هیجان: احساسات متمایزتری مثل ترس، خشم، شادی و تعجب در چهره نوزاد دیده می‌شود. او شروع به درک احساسات چهره والدین می‌کند (ارجاع اجتماعی).
  • بیان احساسات: جیغ زدن از سر هیجان یا خشم، کوبیدن دست‌ها به زمین یا پرتاب کردن اشیاء برای نشان دادن ناراحتی.
  • تحمل ناکامی: وقتی اسباب‌بازی از دسترسش خارج می‌شود یا مادر اتاق را ترک می‌کند، به شدت ناکام و مضطرب می‌شود و با گریه اعتراض می‌کند.
  • کنترل تکانه: تکانه‌ها هنوز قوی هستند (مثل گاز گرفتن یا چنگ زدن وقتی هیجان‌زده یا عصبانی است).
  • نقش والدین: والدین به عنوان «پناهگاه امن» عمل می‌کنند. نوزاد برای تنظیم ترس و اضطراب خود، مستقیماً به سمت والدین می‌خزد یا دست‌هایش را برای بغل شدن دراز می‌کند.

نوزادی: ۹ تا ۱۲ ماهگی

نوزاد در آستانه استقلال است و این موضوع چالش‌های هیجانی جدیدی ایجاد می‌کند.

  • شناخت هیجان: نوزاد متوجه می‌شود که احساسات او ممکن است با احساسات شما متفاوت باشد.
  • بیان احساسات: استفاده از زبان بدن برای بیان احساسات: هل دادن وقتی عصبانی است، بغل کردن وقتی خوشحال است، یا قایم کردن صورت وقتی خجالت می‌کشد یا می‌ترسد.
  • تحمل ناکامی: وقتی با مانع مواجه می‌شود (مثلاً درِ جعبه باز نمی‌شود)، ممکن است اسباب‌بازی را پرتاب کند یا به والدین نگاه کند تا کمک بگیرد.
  • کنترل تکانه: شروع درک کلمه «نه»، اما هنوز توانایی توقف رفتار (ترمز کردن) بسیار ضعیف است.
  • نقش والدین و اشیاء انتقالی: در این سن، شیء انتقالی (مثل یک پتوی خاص یا عروسک نرم) اهمیت زیادی پیدا می‌کند. کودک وقتی مادر نیست، با در آغوش گرفتن این شیء، بوی او و حس امنیت را تداعی کرده و خودش را آرام می‌کند.

تنظیم هیجان در کودکان؛ از بدو تولد تا ۷ سالگی ، دکتر آتوسا عتیق
تنظیم هیجان در کودکان؛ از بدو تولد تا ۷ سالگی ، دکتر آتوسا عتیق

نوپایی: ۱ تا ۲ سالگی (۱۲ تا ۲۴ ماه)

این دوره، آغاز استقلال‌طلبی و البته دوره معروف به طوفان‌های هیجانی است. شکاف بین «خواسته‌های کودک» و «توانایی‌های حرکتی/زبانی» او باعث ناکامی‌های مکرر می‌شود.

  • شناخت هیجان: کودک کم‌کم کلمات ساده‌ای مثل «خوشحال»، «ناراحت» یا «عصبانی» را می‌شنود، اما هنوز در درک عمیق آن‌ها ناتوان است.
  • بیان احساسات: قشقرق (Tantrums) به اوج خود می‌رسد. گریه‌های شدید، خود را روی زمین انداختن، جیغ زدن و کوبیدن سر. زبان هنوز برای بیان حجم عظیم احساسات کافی نیست، بنابراین بدن حرف می‌زند.
  • تحمل ناکامی: بسیار پایین. شنیدن کلمه «نه» می‌تواند باعث فروپاشی هیجانی کامل شود. مفهوم «صبر کن» برای او بی‌معناست.
  • کنترل خشم و تکانه: تقریباً صفر. کودک ممکن است وقتی عصبانی است همسالان را هل بدهد، گاز بگیرد یا اسباب‌بازی‌ها را پرتاب کند. این کارها از سر «بدجنسی» نیست، بلکه به دلیل ناتوانی مغز در کنترل تکانه است.
  • نقش والدین: والدین باید مثل یک «لنگر» در طوفان عمل کنند. حفظ آرامش والد، در آغوش گرفتن ایمن (اگر کودک اجازه می‌دهد) و نام‌گذاری احساسات («می‌دونم عصبانی هستی چون اجازه ندادم با کنترل تلویزیون بازی کنی») حیاتی است.

نوپایی: ۲ تا ۳ سالگی

با انفجار زبانی، کودک ابزار بهتری برای تنظیم هیجان پیدا می‌کند، اما نوسانات خلقی همچنان شدید است.

  • شناخت هیجان: کودک می‌تواند احساسات پایه را در خود و دیگران (و حتی در تصاویر کتاب‌ها) نام ببرد.
  • بیان احساسات: شروع استفاده از کلمات به جای مشت و لگد: «من عصبانیم!»، «دوستت ندارم!». با این حال، در اوج خشم، هنوز هم ممکن است به رفتارهای فیزیکی (کتک زدن) برگردد.
  • تحمل ناکامی: کمی بهبود می‌یابد. کودک می‌تواند برای مدت بسیار کوتاهی (در حد چند ثانیه) برای یک خواسته صبر کند، به شرطی که والدین او را سرگرم نگه دارند.
  • کنترل تکانه: مغز در حال توسعه «ترمزهای» خود است، اما این ترمزها هنوز ضعیف هستند. کودک می‌داند که نباید نقاشی را روی دیوار بکشد، اما تکانه و لذت این کار قوی‌تر از ترمز مغز اوست.
  • نقش والدین: تعیین مرزهای قاطعانه اما مهربانانه. والدین باید به کودک استراتژی‌های ساده یاد بدهند: «وقتی عصبانی هستی، پاهات رو محکم روی زمین بکوب» یا «بیا یه نفس عمیق بکشیم».

پیش‌دبستانی: ۳ تا ۴ سالگی

کودک در این سن وارد دنیای بازی‌های اجتماعی می‌شود و تنظیم هیجان برای حفظ دوستی‌ها ضروری می‌گردد.

  • شناخت هیجان: درک بهتری از علت و معلول هیجانی پیدا می‌کند: «من ترسیدم چون سگ پارس کرد». شروع درک احساسات دیگران (همدلی اولیه).
  • بیان احساسات: استفاده از زبان برای مذاکره و بیان ناکامی: «من اول می‌خوام با این بازی کنم، بعد می‌دم به تو». گریه‌ها کوتاه‌تر و هدفمندتر می‌شوند.
  • تحمل ناکامی: تحمل ناکامی در حال رشد است. کودک می‌تواند «نه» شنیدن را بهتر بپذیرد، به خصوص اگر والدین دلیل آن را توضیح دهند یا حق انتخاب بدهند («نمی‌تونیم بریم پارک، ولی می‌تونیم خونه خمیربازی کنیم»).
  • کنترل خشم و تکانه: شروع کنترل درونی. کودک ممکن است دستش را بالا بیاورد تا کسی را بزند، اما در آخرین لحظه مکث کند و دستش را پایین بیاورد.
  • نقش والدین: تشویق به حل مسئله. «حالا که هر دوتون این کامیون رو می‌خواید، چیکار کنیم که هر دو خوشحال بشید؟»

پیش‌دبستانی: ۴ تا ۵ سالگی

مهارت‌های تنظیم هیجان به شکل چشمگیری پخته‌تر می‌شوند و کودک آماده ورود به محیط‌های ساختاریافته‌تر (مثل پیش‌دبستانی) می‌شود.

  • شناخت هیجان: درک احساسات پیچیده‌تر مثل غرور، شرم، حسادت و گناه. کودک می‌فهمد که می‌توان همزمان دو احساس متضاد داشت (مثلاً هم خوشحال باشد که به مهدکودک می‌رود، هم غمگین که از مادر جدا می‌شود).
  • بیان احساسات: می‌تواند احساساتش را با جزئیات و دلیل بیان کند. یاد می‌گیرد که در برخی موقعیت‌های اجتماعی باید احساسات واقعی‌اش را پنهان یا تعدیل کند (مثلاً وقتی کادویی را که دوست ندارد می‌گیرد، لبخند می‌زند).
  • تحمل ناکامی: به شکل قابل‌توجهی افزایش می‌یابد. کودک می‌تواند در بازی‌ها ببازد (هرچند هنوز ممکن است غر بزند)، نوبت را رعایت کند و برای رسیدن به یک پاداش بزرگتر، از خواسته آنی خود بگذرد (تأخیر در پاداش).
  • کنترل خشم و تکانه: استفاده از استراتژی‌های مقابله‌ای مستقل: کودک وقتی عصبانی می‌شود، خودش به اتاقش می‌رود، عروسکش را بغل می‌کند، نقاشی می‌کشد یا با خودش حرف می‌زند تا آرام شود.
  • نقش والدین: والدین از نقش «تنظیم‌کننده مستقیم» به نقش «مربی و راهنما» تغییر موضع می‌دهند. آن‌ها بیشتر روی تأیید احساسات و تقویت استراتژی‌های کودک تمرکز می‌کنند.

تنظیم هیجان در کودکان؛ از بدو تولد تا ۷ سالگی ، دکتر آتوسا عتیق
تنظیم هیجان در کودکان؛ از بدو تولد تا ۷ سالگی ، دکتر آتوسا عتیق

دبستان: ۵ تا ۷ سالگی

در این دوره، خودتنظیمی به مهارت غالب تبدیل می‌شود و هم‌تنظیمی والدین فقط در مواقع بحران و استرس‌های شدید کاربرد دارد.

  • شناخت هیجان: درک عمیق از احساسات خود و دیگران. کودک می‌تواند احساسات پنهان دیگران را از روی نشانه‌های ظریف چهره و زبان بدن حدس بزند.
  • بیان احساسات: بیان کاملاً کلامی، منطقی و متناسب با بافت اجتماعی. کودک می‌تواند درباره احساساتش با والدین، معلمان و دوستانش گفت‌وگوهای طولانی داشته باشد.
  • تحمل ناکامی: بالا و مناسب سن. کودک می‌تواند با شکست در بازی‌ها، نمرات پایین‌تر یا تغییرات ناگهانی در برنامه‌ها کنار بیاید و به سرعت خود را بازیابی کند.
  • کنترل خشم و تکانه: تکانه‌ها به خوبی توسط قشر پیش‌پیشانی مغز (مرکز منطق و کنترل) مدیریت می‌شوند. کودک می‌تواند در کلاس درس ساکت بنشیند، نوبت را رعایت کند و در برابر وسوسه‌ها مقاومت کند.
  • نقش والدین: والدین اکنون بیشتر نقش یک «مشاور و حامی» را دارند که در پس‌زمینه حضور دارد و در صورت مواجهه کودک با چالش‌های بزرگ هیجانی (مثل قلدری در مدرسه یا از دست دادن یک دوست) وارد عمل می‌شود.

🚨 زنگ خطرها: چه زمانی باید نگران شویم و به متخصص مراجعه کنیم؟

همه کودکان گاهی قشقرق می‌کنند، عصبانی می‌شوند یا در برابر «نه» شنیدن مقاومت می‌کنند. این‌ها بخش‌های طبیعی رشد هستند. اما اگر الگوی تنظیم هیجان کودک با انتظارات سنی او همخوانی ندارد، باید هوشیار باشید.

نشانه‌های هشدار در نوزادی و نوپایی (۰ تا ۳ سال)

  • نوزادی که به هیچ وجه با در آغوش گرفتن، صدا یا تکان دادن آرام نمی‌شود و گریه‌های بی‌وقفه و غیرقابل‌تسکین دارد.
  • کودکی که در ۲ سالگی هنوز هیچ تلاشی برای خودآرامی (مثل بغل کردن عروسک یا مکیدن انگشت) نمی‌کند و کاملاً برای آرام شدن به والدین وابسته است.
  • قشقرق‌هایی که بیش از ۲۰ تا ۳۰ دقیقه طول می‌کشند و کودک پس از آن به شدت خسته و خواب‌آلود می‌شود.
  • رفتارهای آسیب‌زننده به خود (مثل کوبیدن مکرر سر به دیوار) یا دیگران (گاز گرفتن‌های شدید و بی‌دلیل) که با گذشت زمان کاهش نمی‌یابند.

نشانه‌های هشدار در سنین پیش‌دبستانی و دبستان (۳ تا ۷ سال)

  • عدم تحمل ناکامی: کودک با کوچک‌ترین «نه» شنیدن یا باختن در بازی، دچار فروپاشی کامل هیجانی (Meltdown) می‌شود.
  • تکانشگری شدید: نمی‌تواند حتی برای یک دقیقه صبر کند، مدام وسط حرف دیگران می‌پرد، و بدون فکر کردن دست به کارهای خطرناک می‌زند.
  • پرخاشگری فیزیکی مداوم: بعد از ۴ سالگی، هنوز برای بیان خشم از کتک زدن، لگد پراندن یا پرتاب اشیاء به سمت دیگران استفاده می‌کند.
  • عدم بازیابی (Recovery): پس از یک اتفاق ناراحت‌کننده، ساعت‌ها یا حتی روزها در حالت غم، خشم یا اضطراب باقی می‌ماند و نمی‌تواند به حالت عادی برگردد.
  • اجتناب شدید: از موقعیت‌های جدید، چالش‌ها یا تعاملات اجتماعی به دلیل ترس از شکست یا اضطراب فرار می‌کند.
  • شکایت‌های جسمانی: دل‌درد یا سردردهای مکرر بدون دلیل پزشکی، که معمولاً ریشه در اضطراب و عدم توانایی در تنظیم هیجان دارند.

به چه متخصصی مراجعه کنیم؟

اگر هر یک از زنگ خطرها را مشاهده کردید، مراجعه به متخصصان زیر می‌تواند به شما و فرزندتان کمک کند:

متخصص علوم أعصاب ، کاردرمانگر (با رویکرد یکپارچگی حسی – SI): بسیاری از مشکلات تنظیم هیجان و تکانشگری، ریشه در اختلالات پردازش حسی دارند. کودکی که سیستم عصبی‌اش در پردازش صداها، لمس یا حرکت مشکل دارد، مدام در حالت «جنگ یا گریز» (استرس) قرار می‌گیرد. کاردرمانگر حسی به تنظیم سیستم عصبی کودک کمک می‌کند.

گفتاردرمانگر: اگر کودک به دلیل تأخیر زبانی نتواند احساسات و نیازهایش را بیان کند، دچار ناکامی و قشقرق می‌شود. تقویت زبان، مستقیماً به تنظیم هیجان کمک می‌کند.

روان‌شناس کودک و بازی‌درمانگر: متخصص اصلی در ارزیابی و درمان مشکلات هیجانی، رفتاری، اضطراب و آموزش مهارت‌های تنظیم هیجان از طریق بازی و رفتار درمانی.

روان‌پزشک کودک و نوجوان: برای ارزیابی‌های پزشکی، رد کردن مشکلات نورولوژیک (مثل ADHD یا اختلالات طیف اوتیسم) و در صورت نیاز، مداخلات دارویی.


کلام آخر

تنظیم هیجان، مهارتی نیست که کودک یک‌شبه آن را یاد بگیرد؛ بلکه مسیری است که از آغوش شما آغاز می‌شود و به استقلال درونی او ختم می‌گردد.

به عنوان والد، مهم‌ترین درسی که می‌توانید به فرزندتان بدهید، این نیست که «هرگز عصبانی یا ناراحت نشو»؛ بلکه این است که «همه احساسات مجاز و محترم هستند، اما همه رفتارها مجاز نیستند.»

وقتی خودتان عصبانی می‌شوید، با صدای بلند به خودتان الگو بدهید: «من الان خیلی عصبانی‌ام چون ترافیک سنگین بود. می‌خوام چند تا نفس عمیق بکشم تا آروم بشم.» شما آینه‌ای هستید که کودک تنظیم هیجان را از آن یاد می‌گیرد. صبور باشید، مغز کودک برای ساختن این مسیرهای عصبی پیچیده، به سال‌ها تمرین، تکرار و از همه مهم‌تر، حضور امن و آرام شما نیاز دارد.

و اگر احساس می‌کنید بار این طوفان‌های هیجانی برای شما یا فرزندتان بیش از حد سنگین است، هرگز از کمک گرفتن از متخصصان نترسید. مداخله زودهنگام، معجزه می‌کند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا